سوله یا کمپ کهریزک نام بازداشتگاهی مخوف در شهرک «سنگ» بود که در جنوب شرق تهران از توابع شهرستان ری واقع است. این زندان که پس از پاکسازی محله خاک سفید تهران، برای تادیب و مجازات معتادان و اوباش سابقه دار و حرفهای ساخته شد؛ جاییکه از همان ابتدا هیچ امکاناتی نداشت که بتوان نام بازداشتگاه یا زندان برای آن گذاشت و ظاهراً حتی سازمان زندانها آن را در حد بدترین زندانهای فعلی کشور هم ندانسته و مسوولیت رسمی آن را به عهده نگرفته بودند.
وقتی سردار رادان طرح امنیت اجتماعی را در تهران اجرا کرد، اینجا را محلی برای مجازات گردن کشان و اراذل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای 40 درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد. برخی شنیده ها حکایت از آن داشت که اولین گروه بازداشت شدگان حوادث اخیر که به این محل منتقل شده اند در تجمع بیست وپنجم خرداد دستگیر شدند و روز بعد جهت مجازات به کهریزک برده شدند. پیش از 18 تیر مرتضی تمدن رئیس شورای تامین استان، هشدار برخورد قاطع با تجمع کنندگان این روز را داد. حال روزشمار وقایع کهریزک را مرور می کنیم تا ابعاد موضوعی که رهبر انقلاب از آن به عنوان جنایت یاد کرد بهتر روشن شود. جنایتی که تاکنون چهار قربانی رسمی داشته است: محسن روح الامینی، محمد کامرانی، امیر جوادیفر و رامین آقازاده قهرمانی جوانانی بودند که در اثر حوادث و رخدادهای این بازداشتگاه مخوف به قتل رسیدند.
بازداشتی های کهریزک
بیست وششم خرداد: شنیده های غیررسمی حاکی از آن است که گروه 22 نفره دستگیرشدگانی که در حوادث بعد از انتخابات دستگیر شدند در این روز به کهریزک برده شده اند.
هفدهم تیر: استاندار تهران که ریاست شورای تامین استان را نیز برعهده دارد، اعلام کرد اگر افرادی بخواهند با گوش دادن به فراخوان شبکه های ضدانقلاب، تحرک ضدامنیتی داشته باشند، زیر گامهای ما «له» خواهند شد.
هجدهم تیر: نیروی انتظامی ضمن برخورد و پراکنده کردن با افرادی که در این روز مقابل دانشگاه تهران تجمع کرده بودند، تعدادی از آنان را دستگیر کرد.
نوزدهم تیر: مشخصات کامل محسن روح الامینی اعم از نام و نام خانوادگی، آدرس و شماره های تماس منزل پدر و بستگان و سایر مشخصات در کهریزک همانند سایر قربانیان و بازداشتی ها ثبت و وی به این محل منتقل شد. بهداری کهریزک نیز تایید کرد او بیماری عفونی ندارد و به لحاظ جسمی نیز مشکلی ندارد. سایر بازداشت شدگان مثل کامرانی نیز در بدو ورود همین گونه بوده اند. خانواده جوادیفر در همین روزها بود که فرزندشان را که بینی اش شکسته بود با هماهنگی کلانتری در بیمارستان تحویل می گیرند و برای سیتی اسکن به بیمارستان منتقل می کنند و بعد از مداوای اولیه و اطمینان و اعتماد به دستگاه ناجا پس از آن دوباره به کلانتری بازمی گردانند.
بیستم تیر: سرهنگ مهدی احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران در گفت وگو با فارس رسماً اعلام کرد «تعداد اندکی» در ناآرامی های روز هجدهم تیر دستگیر شده اند که همگی جزء تخریب کنندگان اموال عمومی بودند. وی گفت: «در هجدهم تیر تعدادی از تخریبکنندگان اموال عمومی و آشوبگران توسط پلیس دستگیر شدند که پس از بررسی اولیه تحویل مراجع قضایی شدند.» برخی خبرهای غیررسمی از دستگیری حدود 270 تن در 18تیرماه حکایت دارد و گفته می شود 145 تن از آنان در روز جمعه 19 تیرماه به کهریزک و بقیه به اوین منتقل شده اند.
بیست ودوم تیر: خبر نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم آنها به رهبر معظم انقلاب رسیده و ایشان با فراخوان دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهند هیچکس حق ضرب و شتم بازداشت شدگان را نداشته و می فرمایند همان روز باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز بازداشت شدگان همگی به زندانهای رسمی منتقل شوند. در این روز با تماس دبیر شورای عالی امنیت ملی با دادستان تهران دستور رهبر انقلاب به ایشان ابلاغ و بعد از طفره رفتن آقای مرتضوی و استدلال نامبرده در عدم جا در سایر زندانها به وی ابلاغ می شود که در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد شوند. متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می شوند.
بیست وسوم تیر: این روز مصادف بود با انتقال بازداشت شدگان کهریزک پس از چند روز نگهداری در شرایط بد آب و هوایی، عدم دسترسی به امکانات بهداشتی، غذایی، آشامیدنی و دارویی مناسب و از ضرب و شتم بازداشتی ها توسط ماموران و اراذل و اوباش حکایت دارد. ضمن اینکه بازداشت شدگان ناباورانه در کنار اراذل و اوباش نگهداری می شدند.
در حین انتقال بازداشت شدگان به زندان اوین، یکی از آنان به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود اما کسانی که دست اندرکار انتقال آنان بودند، ابتدا به موضوع توجهی نکرده و سپس یکی از آنها با مافوق خود تماس گرفته و مقرر می شود که فرد مذکور به کهریزک بازگردانده و نامش هم از لیست بازداشتی های انتقالی به اوین حذف شود. این در حالی است که در مسیر انتقال یعنی از کهریزک تا اوین بیمارستانهای متعددی اعم از فیروزآبادی، لقمان و سایر درمانگاهها و بیمارستانهای جنوب تهران قرار داشتند و آنان می توانستند اورژانس را خبر کنند اما هیچ کدام از این تمهیدات اندیشیده نشد و فرد مذکور پس از جان دادن به کهریزک منتقل می شود. وقتی کاروان به اوین رسید، مسوولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن و صدمات بدنی که به برخی از آنها وارد شده بود، ابتدا از پذیرش بعضی از آنان امتناع میکنند اما در نهایت این افراد پذیرش می شوند.
وقتی مسوولان زندان اوین در حال پذیرش کهریزکی ها بودند، حال یکی از آنها بد و نقش برزمین می شود که این موضوع نیز با بی تفاوتی ماموران روبهرو میشود. به این ترتیب فرد مذکور با حدود یک ساعت تاخیر روانه بیمارستان می شود. در ساعت30:15، محسن روحالامینی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و با عنوان «مجهول الهویه» پذیرش میشود.
بیست وچهارم تیر: ساعت 10:6 صبح است که محسن در بیمارستان فوت میکند و مسوولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان «مجهول الهویه» صادر می کنند.
بیست وچهارم تیر: شکایت حضوری دکتر روحالامینی به وزیر اطلاعات از یک کارچاقکن که تقاضای چهار میلیون تومان برای ملاقات با محسن پیشنهاد داده بود، در حالی بود که چند روز است پیکر وی در سردخانه نگهداری می شود.
سی ویکم تیر: خبر فوت محسن به خانواده اش اعلام می شود. با اعلام این مطلب که یک هفته است که دنبال شما می گردیم،؟ برخی نزدیکان پدرش آنگونه که به ایشان اعلام شده بود و حسین علایی در سایت خود اعلام کرده علت مرگ محسن را ابتلا به مننژیت اعلام کردهاند،؟
اول مرداد: درج آگهی تسلیت، گام نخست رسانهای شدن کهریزک است. برخی شخصیتهای سیاسی و مسوولان پیام تسلیتی را در این روز، برای عبدالحسین روح الامینی در روزنامه جام جم منتشر می کنند. پیش از این برخی بازداشتی هایی که آزاد شده اند، شکوائیه خود را نزد رهبر انقلاب برده ا ند و اکنون موضوع در دست رسیدگی است.
سوم مرداد: می گویند داستان مننژیت از نامه محرمانه ای آغاز شده که در این روز رئیس بازداشتگاه کهریزک به دادستان ارسال و شیوع مننژیت و ابتلای برخی بازداشت شدگان به این بیماری را اعلام می کند.
پنجم مرداد: در فاز دیگر ماجرای سناریوسازی مننژیت در چنین روزی کاظم جلالی سخنگوی کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث اخیر در گفتوگویی با خبرگزاری مهر گفت که قاضی مرتضوی دادستان تهران در جلسهای با این کمیته علت مرگ روح الامینی و کامرانی را بیماری مننژیت اعلام کرده است. در همین روز سهراب سلیمانی مدیرکل زندانهای استان تهران در مصاحبهای با ایسنا اعلام کرد روح الامینی و کامرانی مننژیت داشتند و به همین خاطر بعد از فوت آنان به همه زندانیان اوین واکسن زده شده است. سلیمانی، مرگ کامرانی را اینچنین روایت می کند: «کامرانی پس از آنکه در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد، به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بوده شبانه تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند.»
سیزدهم مرداد: خبر ساخت بازداشتگاهی جدید بهجای کهریزک که سردار احمدیمقدم فرمانده نیروی انتظامی آن را اعلام می کند، خیلی زود در رسانه ها منتشر می شود. «قرار است بازداشتگاهی مدرن و مطابق با استانداردها که زیر نظر سازمان زندان ها اداره شود، جای کهریزک را بگیرد.» برآوردها از هزینه سه میلیارد تومانی ناجا برای ساخت بازداشتگاه جدید در کهریزک است که البته این تصمیم انتقاد برخی فعالان سیاسی را به دنبال دارد زیرا معتقدند ساخت یک بازداشتگاه دیگر درست در محلی که کهریزک قرار داشت، آبرویی برای نظام نمی گذارد.
پانزدهم مرداد: نیروی انتظامی برای تبرئه خود اطلاعیهای را عصر روز پنجشنبه در خصوص کهریزک منتشر و ضمن آنکه اعتراف می کند آنجا محل نگهداری موقت و تادیب اراذل و اوباش با شرایط زیستی سختگیرانه بوده، اعلام می کند که تعدادی از دستگیرشدگان هجدهم تیر به دلیل محدودیت پذیرش در اوین به کهریزک منتقل شده اند که با توجه به شرایط آنجا اصولاً اعزام بازداشتی ها به آنجا صحیح نبوده است. این اطلاعیه در تناقض آشکار با اظهارات بیستم تیر یکی از مسوولان نیروی انتظامی است که تعداد دستگیرشدگان هجدهم تیر را بسیار کم برشمرده بود. این اطلاعیه می افزاید: «محدودیت پذیرش بازداشتگاه و اضافه شدن دستگیرشدگان هجدهم تیر، باعث تراکم جمعیت در بند بازداشتی ها شد و شرایط نامساعد زیستی و بهداشتی موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم کرد.»
هجدهم مرداد: حمیدرضا کاتوزیان نماینده تهران در اولین واکنش به اطلاعیه نیروی انتظامی اعلام می کند چون تعدادی از جوانان این کشور در کهریزک از بین رفته اند لذا باید ناجا پاسخگوی اقدامات صورت گرفته در این خصوص باشد. قانون مربوط به قتل مشخص است و اینکه به جای برخورد با جانی بخواهند چند افسر را بازداشت کنند، نه فرزندان خانواده ها زنده می شوند و نه توهینی که به نظام شده پاک خواهد شد.
در همین روز فرمانده نیروی انتظامی در مراسم تودیع رویانیان با پذیرش مسوولیت اتفاقاتی که در کهریزک افتاده، اعلام کرد هیچ یک از فوت شدگان بر اثر ضرب و شتم فوت نکرده اند بلکه علت مرگ بیماری آنها بوده است.
نهم شهریور: ادعای فرمانده نیروی انتظامی درباره مننژیت جان باختگان کهریزک دیری نپایید و چند روز بعد خبرگزاری مهر خبری را درخصوص نظر پزشکی قانونی به نقل از یک منبع آگاه منتشر می کند. در این خبر کمیسیون پزشکی قانونی کشور در تاریخ 25 مرداد، علت مرگ محسن روح الامینی را مرگ ناشی از استرس فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد اعلام و قویاً ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بیماری و مننژیت منتفی اعلام می شود.
پانزدهم شهریور: بخش خبری 30:20 تلویزیون برای پاسخ به سوالات متعددی که در این مدت نزد افکار عمومی مطرح شده است، گزارش سفارشی از کهریزک تهیه و پخش می کند. این گزارش تنها گوشه کوچکی از حقایق و حوادث کهریزک را به نمایش می گذارد، اگرچه برای اولین بار است که تصاویری از بیرون و درون بازداشتگاه به مردم نشان داده می شود. این تصاویر نشان می داد که این مکان نه یک بازداشتگاه متعارف بلکه مجموعه هایی از سوله ها و بناهای احداث شده در یک محیط بیابانی بوده است. در این برنامه سردار تشکری رئیس بازرسی کل نیروی انتظامی از مردم عذرخواهی و صراحتاً اعلام می کند کسانی که این جنایت را رقم زدند نیروهای رسمی ناجا اعم از درجه دار تا سرهنگ بودند. وی حتی متذکر شد برخی قضات نیز در اعزام متهمان به کهریزک مرتکب تخلف شده اند که پرونده آن در دست بررسی است. وی اعتراف کرد این افراد به این خاطر به کهریزک منتقل شدند که جایی برای نگهداری آنها نداشتند، رئیس جدید دادسرای نیروهای مسلح نیز در این فیلم به صراحت گفت شرایط و رفتارهای صورت گرفته عامل مرگ تعدادی از بازداشت شدگان بوده و نه بیماری قلبی یا عللی از این دست. در این گزارش تشکری اظهار می کند در یک فضای 70 متری، 145 نفر از بازداشتیهای 18 تیر به همراه 25 نفر از اراذل و اوباش نگهداری می شدند که در میان آنها 10 نفر دانشجو نیز وجود داشته در حالی که مطابق با ضوابط دانشجویان بازداشتی باید به زندانهای رسمی منتقل می شدند.
هفدهم شهریور: گزارش صدا و سیما از سوی فرمانده نیروی انتظامی هم تایید می شود. احمدی مقدم که در سیستان و بلوچستان به سر می برد اعلام می کند نیروی انتظامی اخیراً در راستای پاسخگویی، مسوولیت پذیری و شفاف سازی، گزارشی جامع با همکاری رسانه ملی برای آگاهی مردم پخش کرد. وی همانجا اعلام کرد همه چیز پرونده کهریزک شفاف، روشن و آماده بررسی در دادگاه است و در اختیار مراجع قضایی است؟،،
چند ادعای ثابت نشده و سوال های بی پاسخ
در حالی که ابتدا گفته شد تعداد کسانی که در هجدهم تیر دستگیر شده اند، اندک هستند، چطور زندانهای رسمی کشور ظرفیتی برای نگهداری آنان نداشتند پس احتمال و شنیده های غیررسمی که تعداد آنان را حدود 270 نفر اعلام میکند، رقمی نزدیک به واقعیت است. حتی برخی در برابر این توجیه مقامات نیروی انتظامی می گویند در شهر بزرگی مثل تهران و در فصل تابستان که همه مدارس تعطیل است، آیا نمی شد بازداشت شدگان را در یکی از مدارس یا مکان های سرپوشیده داخل شهر اسکان داد؟
برخی از خانواده ها از این نگران هستند که نکند پرونده کهریزک به سرنوشت کوی دانشگاه تهران که ابتدا با شیب تند از سوی مسوولان پیگیری شد اما در نهایت سنگین ترین حکمی که برای عوامل دخیل در آن صادر کردند، دزدیدن یک ریش تراش توسط یک سرباز جز بود، مبتلا شود. در حالی که رهبر انقلاب حادثه کهریزک را جنایت و بر لزوم برخورد با عاملان اصلی آن تاکید دارند، برخی مقامات انتظامی و قضایی آن را حادثه دانسته و ناشی از تخلف نیروهای خودسر بر می شمرند. آنهم در شرایطی که اختیارات رهبری در مورد نیروی انتظامی به وزیر کشور (که رئیس شورای امنیت کشور نیز هست) تفویض شده است.
آمران و کسانی که در این موضوع مقصر شناخته شدهاند در رده های درجه دار، استوار، ستوان، سروان و سرهنگ هستند در حالی که انتظار مردم برخورد با همه کسانی است که در وقوع این ماجرا مشارکت یا مسوولیت داشته اند. برخی پیشبینی ها حکایت از آن دارد که ممکن است سردار «ر» نیز به زودی سمت خود را به دیگری واگذار کند. با توجه به اینکه پس از ماجرای کهریزک و ریاست آیت الله آملی لاریجانی دادستان تهران نیز از سمت خود کنار گذاشته شد، این سوال مطرح می شود که آیا صرف جابه جایی و تغییر پست و عناوین برای افرادی که در این ماجرا دخیل بودند کار درستی است و میتوان با این شیوه افکار عمومی را اقناع کرد؟
