تبليغاتX
تلطیف سیاست در قرآن عزیز

تلطیف سیاست در قرآن عزیز

بسم الله الرحمن الرحیم...قالوا یا نوح قد جادلتنا فاکثرت جدالنا (مبارکه هود11)

 
فرارو: هفته نامه «پنجره» به مدیرمسوولی علیرضا زاکانی در شماره آخر خود نوشت: «افشای اسنادی از سابقه کهریزک توسط رئیس کل دادگستری استان تهران در مرداد ماه می توانست به رمزگشایی از این بازداشتگاه مخوف بی انجامد اما سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در آخرین روزهای تصدی این مسوولیت به سرعت وارد عمل شد و آن اسناد افشاگرانه را از خروجی خبرگزاری و سایتهای اینترنتی حذف کرد اما واردشدن رهبر معظم انقلاب به موضوع و مطالبه مجازات عاملان جنایت کهریزک از ایشان توسط عبدالحسین روح الامینی پدر یکی از قربانیان در دیدار اساتید دانشگاه با مقام معظم رهبری فضا را برای رسانه ای کردن موضوع مهیا کرده است.
کهریزک کجاست؟
سوله یا کمپ کهریزک نام بازداشتگاهی مخوف در شهرک «سنگ» بود که در جنوب شرق تهران از توابع شهرستان ری واقع است. این زندان که پس از پاکسازی محله خاک سفید تهران، برای تادیب و مجازات معتادان و اوباش سابقه دار و حرفهای ساخته شد؛ جاییکه از همان ابتدا هیچ امکاناتی نداشت که بتوان نام بازداشتگاه یا زندان برای آن گذاشت و ظاهراً حتی سازمان زندانها آن را در حد بدترین زندانهای فعلی کشور هم ندانسته و مسوولیت رسمی آن را به عهده نگرفته بودند.
وقتی سردار رادان طرح امنیت اجتماعی را در تهران اجرا کرد، اینجا را محلی برای مجازات گردن کشان و اراذل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای 40 درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد. برخی شنیده ها حکایت از آن داشت که اولین گروه بازداشت شدگان حوادث اخیر که به این محل منتقل شده اند در تجمع بیست وپنجم خرداد دستگیر شدند و روز بعد جهت مجازات به کهریزک برده شدند. پیش از 18 تیر مرتضی تمدن رئیس شورای تامین استان، هشدار برخورد قاطع با تجمع کنندگان این روز را داد. حال روزشمار وقایع کهریزک را مرور می کنیم تا ابعاد موضوعی که رهبر انقلاب از آن به عنوان جنایت یاد کرد بهتر روشن شود. جنایتی که تاکنون چهار قربانی رسمی داشته است: محسن روح الامینی، محمد کامرانی، امیر جوادیفر و رامین آقازاده قهرمانی جوانانی بودند که در اثر حوادث و رخدادهای این بازداشتگاه مخوف به قتل رسیدند.
بازداشتی های کهریزک
بیست وششم خرداد: شنیده های غیررسمی حاکی از آن است که گروه 22 نفره دستگیرشدگانی که در حوادث بعد از انتخابات دستگیر شدند در این روز به کهریزک برده شده اند.
هفدهم تیر: استاندار تهران که ریاست شورای تامین استان را نیز برعهده دارد، اعلام کرد اگر افرادی بخواهند با گوش دادن به فراخوان شبکه های ضدانقلاب، تحرک ضدامنیتی داشته باشند، زیر گامهای ما «له» خواهند شد.
هجدهم تیر: نیروی انتظامی ضمن برخورد و پراکنده کردن با افرادی که در این روز مقابل دانشگاه تهران تجمع کرده بودند، تعدادی از آنان را دستگیر کرد.
نوزدهم تیر: مشخصات کامل محسن روح الامینی اعم از نام و نام خانوادگی، آدرس و شماره های تماس منزل پدر و بستگان و سایر مشخصات در کهریزک همانند سایر قربانیان و بازداشتی ها ثبت و وی به این محل منتقل شد. بهداری کهریزک نیز تایید کرد او بیماری عفونی ندارد و به لحاظ جسمی نیز مشکلی ندارد. سایر بازداشت شدگان مثل کامرانی نیز در بدو ورود همین گونه بوده اند. خانواده جوادیفر در همین روزها بود که فرزندشان را که بینی اش شکسته بود با هماهنگی کلانتری در بیمارستان تحویل می گیرند و برای سیتی اسکن به بیمارستان منتقل می کنند و بعد از مداوای اولیه و اطمینان و اعتماد به دستگاه ناجا پس از آن دوباره به کلانتری بازمی گردانند.
بیستم تیر: سرهنگ مهدی احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران در گفت وگو با فارس رسماً اعلام کرد «تعداد اندکی» در ناآرامی های روز هجدهم تیر دستگیر شده اند که همگی جزء تخریب کنندگان اموال عمومی بودند. وی گفت: «در هجدهم تیر تعدادی از تخریبکنندگان اموال عمومی و آشوبگران توسط پلیس دستگیر شدند که پس از بررسی اولیه تحویل مراجع قضایی شدند.» برخی خبرهای غیررسمی از دستگیری حدود 270 تن در 18تیرماه حکایت دارد و گفته می شود 145 تن از آنان در روز جمعه 19 تیرماه به کهریزک و بقیه به اوین منتقل شده اند.
بیست ودوم تیر: خبر نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم آنها به رهبر معظم انقلاب رسیده و ایشان با فراخوان دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهند هیچکس حق ضرب و شتم بازداشت شدگان را نداشته و می فرمایند همان روز باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز بازداشت شدگان همگی به زندانهای رسمی منتقل شوند. در این روز با تماس دبیر شورای عالی امنیت ملی با دادستان تهران دستور رهبر انقلاب به ایشان ابلاغ و بعد از طفره رفتن آقای مرتضوی و استدلال نامبرده در عدم جا در سایر زندانها به وی ابلاغ می شود که در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد شوند. متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می شوند.
بیست وسوم تیر: این روز مصادف بود با انتقال بازداشت شدگان کهریزک پس از چند روز نگهداری در شرایط بد آب و هوایی، عدم دسترسی به امکانات بهداشتی، غذایی، آشامیدنی و دارویی مناسب و از ضرب و شتم بازداشتی ها توسط ماموران و اراذل و اوباش حکایت دارد. ضمن اینکه بازداشت شدگان ناباورانه در کنار اراذل و اوباش نگهداری می شدند.
در حین انتقال بازداشت شدگان به زندان اوین، یکی از آنان به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود اما کسانی که دست اندرکار انتقال آنان بودند، ابتدا به موضوع توجهی نکرده و سپس یکی از آنها با مافوق خود تماس گرفته و مقرر می شود که فرد مذکور به کهریزک بازگردانده و نامش هم از لیست بازداشتی های انتقالی به اوین حذف شود. این در حالی است که در مسیر انتقال یعنی از کهریزک تا اوین بیمارستانهای متعددی اعم از فیروزآبادی، لقمان و سایر درمانگاهها و بیمارستانهای جنوب تهران قرار داشتند و آنان می توانستند اورژانس را خبر کنند اما هیچ کدام از این تمهیدات اندیشیده نشد و فرد مذکور پس از جان دادن به کهریزک منتقل می شود. وقتی کاروان به اوین رسید، مسوولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن و صدمات بدنی که به برخی از آنها وارد شده بود، ابتدا از پذیرش بعضی از آنان امتناع میکنند اما در نهایت این افراد پذیرش می شوند.
وقتی مسوولان زندان اوین در حال پذیرش کهریزکی ها بودند، حال یکی از آنها بد و نقش برزمین می شود که این موضوع نیز با بی تفاوتی ماموران روبهرو میشود. به این ترتیب فرد مذکور با حدود یک ساعت تاخیر روانه بیمارستان می شود. در ساعت30:15، محسن روحالامینی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و با عنوان «مجهول الهویه» پذیرش میشود.
بیست وچهارم تیر: ساعت 10:6 صبح است که محسن در بیمارستان فوت میکند و مسوولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان «مجهول الهویه» صادر می کنند.
بیست وچهارم تیر: شکایت حضوری دکتر روحالامینی به وزیر اطلاعات از یک کارچاقکن که تقاضای چهار میلیون تومان برای ملاقات با محسن پیشنهاد داده بود، در حالی بود که چند روز است پیکر وی در سردخانه نگهداری می شود.
سی ویکم تیر: خبر فوت محسن به خانواده اش اعلام می شود. با اعلام این مطلب که یک هفته است که دنبال شما می گردیم،؟ برخی نزدیکان پدرش آنگونه که به ایشان اعلام شده بود و حسین علایی در سایت خود اعلام کرده علت مرگ محسن را ابتلا به مننژیت اعلام کردهاند،؟
اول مرداد: درج آگهی تسلیت، گام نخست رسانهای شدن کهریزک است. برخی شخصیتهای سیاسی و مسوولان پیام تسلیتی را در این روز، برای عبدالحسین روح الامینی در روزنامه جام جم منتشر می کنند. پیش از این برخی بازداشتی هایی که آزاد شده اند، شکوائیه خود را نزد رهبر انقلاب برده ا ند و اکنون موضوع در دست رسیدگی است.
سوم مرداد: می گویند داستان مننژیت از نامه محرمانه ای آغاز شده که در این روز رئیس بازداشتگاه کهریزک به دادستان ارسال و شیوع مننژیت و ابتلای برخی بازداشت شدگان به این بیماری را اعلام می کند.
پنجم مرداد: در فاز دیگر ماجرای سناریوسازی مننژیت در چنین روزی کاظم جلالی سخنگوی کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث اخیر در گفتوگویی با خبرگزاری مهر گفت که قاضی مرتضوی دادستان تهران در جلسهای با این کمیته علت مرگ روح الامینی و کامرانی را بیماری مننژیت اعلام کرده است. در همین روز سهراب سلیمانی مدیرکل زندانهای استان تهران در مصاحبهای با ایسنا اعلام کرد روح الامینی و کامرانی مننژیت داشتند و به همین خاطر بعد از فوت آنان به همه زندانیان اوین واکسن زده شده است. سلیمانی، مرگ کامرانی را اینچنین روایت می کند: «کامرانی پس از آنکه در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد، به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بوده شبانه تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند.»
سیزدهم مرداد: خبر ساخت بازداشتگاهی جدید بهجای کهریزک که سردار احمدیمقدم فرمانده نیروی انتظامی آن را اعلام می کند، خیلی زود در رسانه ها منتشر می شود. «قرار است بازداشتگاهی مدرن و مطابق با استانداردها که زیر نظر سازمان زندان ها اداره شود، جای کهریزک را بگیرد.» برآوردها از هزینه سه میلیارد تومانی ناجا برای ساخت بازداشتگاه جدید در کهریزک است که البته این تصمیم انتقاد برخی فعالان سیاسی را به دنبال دارد زیرا معتقدند ساخت یک بازداشتگاه دیگر درست در محلی که کهریزک قرار داشت، آبرویی برای نظام نمی گذارد.
پانزدهم مرداد: نیروی انتظامی برای تبرئه خود اطلاعیهای را عصر روز پنجشنبه در خصوص کهریزک منتشر و ضمن آنکه اعتراف می کند آنجا محل نگهداری موقت و تادیب اراذل و اوباش با شرایط زیستی سختگیرانه بوده، اعلام می کند که تعدادی از دستگیرشدگان هجدهم تیر به دلیل محدودیت پذیرش در اوین به کهریزک منتقل شده اند که با توجه به شرایط آنجا اصولاً اعزام بازداشتی ها به آنجا صحیح نبوده است. این اطلاعیه در تناقض آشکار با اظهارات بیستم تیر یکی از مسوولان نیروی انتظامی است که تعداد دستگیرشدگان هجدهم تیر را بسیار کم برشمرده بود. این اطلاعیه می افزاید: «محدودیت پذیرش بازداشتگاه و اضافه شدن دستگیرشدگان هجدهم تیر، باعث تراکم جمعیت در بند بازداشتی ها شد و شرایط نامساعد زیستی و بهداشتی موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم کرد.»
هجدهم مرداد: حمیدرضا کاتوزیان نماینده تهران در اولین واکنش به اطلاعیه نیروی انتظامی اعلام می کند چون تعدادی از جوانان این کشور در کهریزک از بین رفته اند لذا باید ناجا پاسخگوی اقدامات صورت گرفته در این خصوص باشد. قانون مربوط به قتل مشخص است و اینکه به جای برخورد با جانی بخواهند چند افسر را بازداشت کنند، نه فرزندان خانواده ها زنده می شوند و نه توهینی که به نظام شده پاک خواهد شد.
در همین روز فرمانده نیروی انتظامی در مراسم تودیع رویانیان با پذیرش مسوولیت اتفاقاتی که در کهریزک افتاده، اعلام کرد هیچ یک از فوت شدگان بر اثر ضرب و شتم فوت نکرده اند بلکه علت مرگ بیماری آنها بوده است.
نهم شهریور: ادعای فرمانده نیروی انتظامی درباره مننژیت جان باختگان کهریزک دیری نپایید و چند روز بعد خبرگزاری مهر خبری را درخصوص نظر پزشکی قانونی به نقل از یک منبع آگاه منتشر می کند. در این خبر کمیسیون پزشکی قانونی کشور در تاریخ 25 مرداد، علت مرگ محسن روح الامینی را مرگ ناشی از استرس فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد اعلام و قویاً ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بیماری و مننژیت منتفی اعلام می شود.
پانزدهم شهریور: بخش خبری 30:20 تلویزیون برای پاسخ به سوالات متعددی که در این مدت نزد افکار عمومی مطرح شده است، گزارش سفارشی از کهریزک تهیه و پخش می کند. این گزارش تنها گوشه کوچکی از حقایق و حوادث کهریزک را به نمایش می گذارد، اگرچه برای اولین بار است که تصاویری از بیرون و درون بازداشتگاه به مردم نشان داده می شود. این تصاویر نشان می داد که این مکان نه یک بازداشتگاه متعارف بلکه مجموعه هایی از سوله ها و بناهای احداث شده در یک محیط بیابانی بوده است. در این برنامه سردار تشکری رئیس بازرسی کل نیروی انتظامی از مردم عذرخواهی و صراحتاً اعلام می کند کسانی که این جنایت را رقم زدند نیروهای رسمی ناجا اعم از درجه دار تا سرهنگ بودند. وی حتی متذکر شد برخی قضات نیز در اعزام متهمان به کهریزک مرتکب تخلف شده اند که پرونده آن در دست بررسی است. وی اعتراف کرد این افراد به این خاطر به کهریزک منتقل شدند که جایی برای نگهداری آنها نداشتند، رئیس جدید دادسرای نیروهای مسلح نیز در این فیلم به صراحت گفت شرایط و رفتارهای صورت گرفته عامل مرگ تعدادی از بازداشت شدگان بوده و نه بیماری قلبی یا عللی از این دست. در این گزارش تشکری اظهار می کند در یک فضای 70 متری، 145 نفر از بازداشتیهای 18 تیر به همراه 25 نفر از اراذل و اوباش نگهداری می شدند که در میان آنها 10 نفر دانشجو نیز وجود داشته در حالی که مطابق با ضوابط دانشجویان بازداشتی باید به زندانهای رسمی منتقل می شدند.
هفدهم شهریور: گزارش صدا و سیما از سوی فرمانده نیروی انتظامی هم تایید می شود. احمدی مقدم که در سیستان و بلوچستان به سر می برد اعلام می کند نیروی انتظامی اخیراً در راستای پاسخگویی، مسوولیت پذیری و شفاف سازی، گزارشی جامع با همکاری رسانه ملی برای آگاهی مردم پخش کرد. وی همانجا اعلام کرد همه چیز پرونده کهریزک شفاف، روشن و آماده بررسی در دادگاه است و در اختیار مراجع قضایی است؟،،
چند ادعای ثابت نشده و سوال های بی پاسخ
در حالی که ابتدا گفته شد تعداد کسانی که در هجدهم تیر دستگیر شده اند، اندک هستند، چطور زندانهای رسمی کشور ظرفیتی برای نگهداری آنان نداشتند پس احتمال و شنیده های غیررسمی که تعداد آنان را حدود 270 نفر اعلام میکند، رقمی نزدیک به واقعیت است. حتی برخی در برابر این توجیه مقامات نیروی انتظامی می گویند در شهر بزرگی مثل تهران و در فصل تابستان که همه مدارس تعطیل است، آیا نمی شد بازداشت شدگان را در یکی از مدارس یا مکان های سرپوشیده داخل شهر اسکان داد؟
برخی از خانواده ها از این نگران هستند که نکند پرونده کهریزک به سرنوشت کوی دانشگاه تهران که ابتدا با شیب تند از سوی مسوولان پیگیری شد اما در نهایت سنگین ترین حکمی که برای عوامل دخیل در آن صادر کردند، دزدیدن یک ریش تراش توسط یک سرباز جز بود، مبتلا شود. در حالی که رهبر انقلاب حادثه کهریزک را جنایت و بر لزوم برخورد با عاملان اصلی آن تاکید دارند، برخی مقامات انتظامی و قضایی آن را حادثه دانسته و ناشی از تخلف نیروهای خودسر بر می شمرند. آنهم در شرایطی که اختیارات رهبری در مورد نیروی انتظامی به وزیر کشور (که رئیس شورای امنیت کشور نیز هست) تفویض شده است.
آمران و کسانی که در این موضوع مقصر شناخته شدهاند در رده های درجه دار، استوار، ستوان، سروان و سرهنگ هستند در حالی که انتظار مردم برخورد با همه کسانی است که در وقوع این ماجرا مشارکت یا مسوولیت داشته اند. برخی پیشبینی ها حکایت از آن دارد که ممکن است سردار «ر» نیز به زودی سمت خود را به دیگری واگذار کند. با توجه به اینکه پس از ماجرای کهریزک و ریاست آیت الله آملی لاریجانی دادستان تهران نیز از سمت خود کنار گذاشته شد، این سوال مطرح می شود که آیا صرف جابه جایی و تغییر پست و عناوین برای افرادی که در این ماجرا دخیل بودند کار درستی است و میتوان با این شیوه افکار عمومی را اقناع کرد؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 4:9  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

 

...شاید بارها از خود پرسیده ایم که چرا در بین تمامی جریان های سرخ تاریخ قصه پر غصه کربلا اینگونه همه مردم را با هر ایده و مرامی عاشقانه به صحنه می آورد.حقیقت این است که ماجرای نینوا خود عشق است...عشق به همه خوبی ها ست.قصه خدا گونگی تعداد اندکی است که هنوز سکه های سره حاکمان چشمان روشن بینشان را نابینا نکرده!قصه حسین ع قصه ایستادگی است آن هم نه با شمشیر ظاهری!بلکه با شمشیر شهادت...ایستادگی با پاهای کوچک علی اکبر!وفریادی از گلوی نازک علی اصغر!ومقاومتی به جانانگی بدن رنجور پیر هفتاد وچند ساله میدان انبوه دشت نیزه سواران...واین یعنی با همه رنجوری و پیری وکوچکی نباید از راهی بزرگ که در پیش گرفته ای با همه سختی و بند بیم اسارت نا امید شوی راه سبزی که حسین چهارده قرن پیش پیش پای لرزانمان قرارداه راه امید به فرداست !راه آزادی وشرف مردانگی!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت 6:35  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

در قسمت نظرات دوست بسیار عزیزی پاسخ زیبایی به پست قبلی من داده که در زیر میخوانید

گاندی پیرو ادیان ابراهیمی نیست اما پیام حسین به جهانیان رادریافت می کند و می گوید :«من برای هند چیز تازه‏ای نیاوردم؛ فقط نتیجه‏ای را که از مطالعات و تحقیق‏هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه‏السلام پیمود».

حجت الاسلام و المسلمین دکتر داوود فیرحی در گفت و گو با "کلمه" در باره نقش حسین (ع) در زندگی انسان امروز گفت: حضور امام حسین (ع) در زندگی سیاسی ، اجتماعی ومذهبی انسان مسلمان بحث امروز، دیروز ، فردا و پس فردا نیست بلکه بحث رابطه انسان ، انسانیت و آزادگی است.

وی با اشاره به ضرورت مبارزه با ظلم در اندیشه امام حسین (ع) گفت: این جمله که « ای مردم اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» یعنی زیر بار ظلم نروید . حرف ناحق را قبول نکنید. این کلامی است که مربوط به ذات بشریت است. مربوط به زمان خاصی نمی شود و اساسا به خاطر همین است که امام حسین (ع) برای همیشه زنده می ماند.

این استاد دانشگاه یاد آور شد: امام حسین(ع) به خاطر مبارزه با یزید پسر معاویه زنده نیست، امام حسین (ع) به خاطر مبارزه با تحقیر ، مبارزه با ظلم ، مبارزه با تکبر ، نشان دادن این که انسان اگر آزاده باشد مرده آن هم زنده است، زنده می ماند. به خاطر این موضوع امام حسین (ع) اهمیت دارد. امام حسین(ع) به پرسش جهانی انسان پاسخ می دهد نه به مسئله یک دوره.

پیام امام حسین(ع) همیشه زنده است چراکه با ذات انسان عجین شده است. تاانسان هست این پیام ها هم هست.

وی در عین حال تاکید کرد: مشکلی که وجود دارد این است که انسان موجودی است که از یک طرف ارزش های جهان شمول و فرا تاریخی دارد و از طرف دیگر ضرورت های زندگی تاریخی نیز همراه اوست. معمولا در برخی موارد این دو با یکدیگر تداخل پیدا می کند. یکی در یکی دیگر گم می شود. وظیفه تمیز دادن بین این دو، بر عهده کسانی است که بار فرهنگ جامعه را به دوش می کشند. آنها باید نشان دهند انسانیت غیر از انسان امروز و دیروز است. انسانیت همیشه هست. بنابراین این نوع پیام ها را به هر فردی بگوئید می شنوند و آن را گوش می کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 7:2  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

تعداد بازيد : 450
گاندی پیرو ادیان ابراهیمی نیست اما پیام حسین به جهانیان رادریافت می کند و می گوید :«من برای هند چیز تازه‏ای نیاوردم؛ فقط نتیجه‏ای را که از مطالعات و تحقیق‏هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه‏السلام پیمود».

حجت الاسلام و المسلمین دکتر داوود فیرحی در گفت و گو با "کلمه" در باره نقش حسین (ع) در زندگی انسان امروز گفت: حضور امام حسین (ع) در زندگی سیاسی ، اجتماعی ومذهبی انسان مسلمان بحث امروز، دیروز ، فردا و پس فردا نیست بلکه بحث رابطه انسان ، انسانیت و آزادگی است.

 وی با اشاره به ضرورت مبارزه با ظلم در اندیشه امام حسین (ع) گفت: این جمله که « ای مردم اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» یعنی زیر بار ظلم نروید . حرف ناحق را قبول نکنید. این کلامی است که مربوط به ذات بشریت است. مربوط به زمان خاصی نمی شود و اساسا به خاطر همین است که امام حسین (ع) برای همیشه زنده می ماند.

این استاد دانشگاه یاد آور شد: امام حسین(ع) به خاطر مبارزه با یزید پسر معاویه زنده نیست، امام حسین (ع) به خاطر مبارزه با تحقیر ، مبارزه با ظلم ، مبارزه با تکبر ، نشان دادن این که انسان اگر آزاده باشد مرده آن هم زنده است، زنده می ماند. به خاطر این موضوع امام حسین (ع) اهمیت دارد. امام حسین(ع) به پرسش جهانی انسان پاسخ می دهد نه به مسئله یک دوره.

پیام امام حسین(ع) همیشه زنده است چراکه با ذات انسان عجین شده است. تاانسان هست این پیام ها هم هست.

وی در عین حال تاکید کرد: مشکلی  که وجود دارد این است که انسان موجودی است که از یک طرف ارزش های جهان شمول و فرا تاریخی دارد و از طرف دیگر ضرورت های زندگی تاریخی نیز همراه اوست. معمولا در برخی موارد این دو با یکدیگر تداخل پیدا می کند. یکی در یکی دیگر گم می شود. وظیفه تمیز دادن بین این دو، بر عهده کسانی است که بار فرهنگ جامعه را به دوش می کشند. آنها باید نشان دهند انسانیت غیر از انسان امروز و دیروز است. انسانیت همیشه هست. بنابراین این نوع پیام ها را به هر فردی بگوئید می شنوند و آن را گوش می کنند. 

استاد اندیشه سیاسی دانشگاه تهران به ذکر نمونه ای از الگو گیری از حسین (ع)در قرن بیستم پرداخت و گفت: به طور مثال یکی از عکس العمل هایی که به پیام امام حسین(ع) صورت گرفته توسط گاندی رهبر هند است. او پیرو ادیان ابراهیمی نیست اما پیامی را که امام حسین به جهان می دهد را دریافت می کند و می گوید :«من برای هند چیز تازه‏ای نیاوردم؛ فقط نتیجه‏ای را که از مطالعات و تحقیق‏هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه‏السلام پیمود».

وی خاطر نشان کرد: این گونه پیام ها پیام های دائمی هستند. در این بین یا باید آدمی خودش تفکر کند و ارزش های درونی افرادی مانند امام حسین(ع) را درک کند یا باید به او آموزش دهند. اما گاهی هم پیام امام حسین (ع) گم می شود. احساس می کنم دو اتفاق باعث گم شدن پیام جهانی امام حسین (ع) شده است. یکی صوری سازی و تکیه بر برخی از مظاهری مانند گریه بی فلسفه یا شبیه سازی و یا گسترش دین مداحان است.

فیرحی تاکید کرد: این گونه موضوعات وقتی مرتب تکرار می شوند به مانند فیلم یا یک غذای خوشمزه عمل می کنند. تکرار آنها انسان را خسته می کند. دو سه بار شما گریه کنید خسته می شوید. خنده هم همینطور است.در رساندن پیام امام حسین(ع) نیز این اتفاق افتاده و بر مسائلی تکیه شده که دیگر کارایی ندارد. در واقع این نوع برخورد، معرفی انحرافی امام حسین (ع) است. 

وی دومین مساله را معرفی حسین و  ارزش های حسین (ع) که قریب به 60 سال عمر کرده تنها در یک نیم روز عاشورا دانست. داوود فیرحی گفت:  کمتر به امام حسین(ع) قبل از عاشورا و حتی بعد از عاشورا پرداخته می شود. در واقع همه چیز به نوعی تبدیل به خاطره گویی شده است یا حتی بعضی مواقع بازسازی خاطره. من فکر می کنم مشکل در انسان امروزی قرن بیست و یکمی نیست مشکل در پیام رسانان پیام امام حسین (ع) است که هر چقدر اصلاح شود بهتر این پیام منتقل می شود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 3:40  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

نویسنده : معصومه ابتکار - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
انتخابات، دانشجویان
 

داغدار با پیراهنی سیاه روبرویمان نشست و گفت: خانم ابتکار، شما دانشگاه تربیت مدرس هستید، درست است؟

گفتم: بله.

گفت: من از کارکنان آن دانشگاه هستم. 

شنیده بودم یکی از کارمندان دانشگاه فرزند خود را در جریان حوادث اخیر از دست داده است. اما نمی دانستم کیست و حالا به همراه آقای دکتر نجفی در پی دیدارهایی که به عنوان اعضای شورای شهر با خانواده های آسیب دیدگان داریم، در منزل او بودیم.

روبرویم پدر اشکان سهرابی و در کنارم مادر او نشسته بود؛ داغدار و پریشان. اشکان دانشجوی 20 ساله رشته آی تی دانشگاه آزاد قزوین بود که روز 30 خردادماه در  جریان حوادث پس از انتخابات در محله هاشمی تهران به ضرب گلوله کشته شد.

مادر اشکان با ابراز ناراحتی بسیار از مرگ فرزندش می گفت :او روز 31 خردادماه امتحان داشت و آن روز در خانه مشغول درس خواندن بود. حدود ساعت 8 شب گفت که برای گرفتن جزوه ای به منزل دوستش که فاصله ای 5 دقیقه ای تا منزل ما دارد، می رود و سریع بازمی گردد. اما 10 دقیقه بعد  دوست اشکان سراسیمه خبر داد که او را به بیمارستان بردند.

اشکان در خیابان بوستان سعدی که همیشه خیابان خلوتی است و آن روز هم تظاهرات و تجمعی در آن نبوده با  شلیک گلوله ای از نقطه ای نامعلوم مضروب و دقایقی بعد از اینکه با یک موتوری او را به بیمارستان لولاگر می رسانند در اثر شدت خونریزی جان می سپارد.

مادر اشکان و پدر او که به عنوان بسیجی سابقه حضور در جبهه های دفاع مقدس را دارد و برادرش نیز ایثارگر و پدر شهید است، از حوادث پس از فقدان پسرشان نیز بسیار آزرده اند؛ از اینکه با دوربین تلویزیون برای مصاحبه به منزلشان آمدند تا ماجرا را جور دیگری جلوه دهند و البته آنها حاضر به چنین کاری نشدند؛ از اینکه بستگان و فامیل در مراسم چهلم اشکان و بر سر مزار وی مورد ضرب و شتم  قرار گرفتند و حتی مادر بزرگ اشکان در امان نماند؛ از اینکه مزار دلبندشان را به آتش کشیده بودند و ...

مادراشکان از خصوصیات او که می گفت اشک امانش نمی داد: پسرم مونس و همدم بود؛ روحیه ای آرام و اخلاقی ملایم داشت و سرش به کار خودش ...

اشک های مادر اشکان تلخ بود، اما از اینکه به عنوان اعضای شورای شهر به این خانواده ها سر می زنیم و تلاش می کنیم  تسلای دل آنها باشیم قدری آرام می گیریم.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 5:51  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

 
نویسنده : معصومه ابتکار - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸
 

پناه بردن به قرآن در سختی ها و شدائد مایه نشاط و امید است. اما فکر می کنم دستیابی به این نشاط و امید شروطی دارد، از جمله اینکه:

فهم کلی یا درک روح اصلی این کتاب آسمانی بسیار مهم است؛

نحوه ترجمه و تفسیر قرآن کریم امری کلیدی به شمار می رود و شیوه مرحوم علامه طباطبایی صاحب المیزان که قرآن را با خود قرآن ترجمه و تفسیر می کرد، کاربردی و روشنگر است. 

 

متاسفانه در موارد بسیاری، روح کلی و مفاهیم عمیق قرآنی مورد توجه قرار نگرفته و خیلی ها از آن برای اثبات نظریات خاص سیاسی و اجتماعی خود استفاده می کنند. این کار باعث ارایه تفاسیری غیرموجه می شود که با روح قرآن کریم منافات دارد. نگاهی عاری از عواطف انسانی و بیگانه با کرامت انسان  که جامعیت کتاب آسمانی مسلمانان را نادیده می گیرد و در ورای آیات آن به دنبال توجیه اعمال خشونت آمیز خود و ترویج نسخه ای خشن و غضبناک از اسلام است. در حالی که خداوندی که ما می شناسیم رحمتش بر غضبش غلبه دارد. 

مثالی می زنم:

ترجمه ها و تفاسیر متفاوتی از آیه 54 سوره بقره دیده ام. این آیه در مورد حضرت موسی (ع) است که به قوم خود پس از مشاهده گوساله پرستی آنها گفت ای قوم من هر آیینه شما بر خویشتن ستم کرده اید، پس به سوی آفریدگارتان باز آیید و خویشتن را بکشید که این بهتر است نزد آفریدگار شما، پس خداوند توبه شما را به مهربانی خود پذیرفت که او توبه پذیر مهربان است (و اذ قال موسی لقومه یقوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی باریکم فاقتلوا انفسکم ذلکم خیر لکم عند باریکم فتاب علیکم انه هوالتواب الرحیم).

از نظر بسیاری این «خویشتن را بکشید» به کشتن یکدیگر ترجمه و تعبیر شده است. در حالی که منظور کشتن اندیشه و عمل غلطی در خود و اصلاح رفتارهاست. 

فکر می کنم این نمونه از آن مواردیست که تفاوت دو دیدگاه نسبت به اسلام را نشان می دهد. دیدگاهی مبتنی بر دگماتیسم و تفوق و تسلط بر دیگران حتی به قیمت قتل نفس آنها و دیدگاه دیگر مبتنی بر بازگشت به خویش و اصلاح رفتارها و نا بهنجاری های نفس.  

برخی مفسرین بسیاری از «کشتن ها» در قرآن کریم را با توجه به سایر آیات و روح کلی مفاهیم، کشتن بدی ها در خویش می بینند. اتکای ایشان نیز آیاتی است که به طور مثال گوشزد می کند کشتن یک انسان همانند کشتن همه انسان ها و احیای یک انسان به مثابه احیای جامعه بشری است (... من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیاالناس جمیعا ...).

آیا تاکنون به این آیه اخیر با دقت اندیشیده اید؟    

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 5:47  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

 

وجود همه انبياء در اوليا الله تجلياتي دارد . حضرت نوح (عليه السلام) در وجود ولي الله متجلي است. از جمله جلوات متجلي از حضرت نوح در ايشان ؛ جريان بقيه اللهي ايشان است .

اينكه وجود ولي الله الاعظم عليه السلام تا هنگامه ظهور در عالم هستند و عمري طولاني دارند جلوه ايست از تجليات حضرت نوح در ايشان.

از سوي ديگر در هنگامه ظهور متناسب با آن عصر و زمان ؛ جريان كشتي نوح هويدا ميشود كه چگونه اين كشتي نجات به عالم عرضه ميشود.

گروهي در معيت بقيه الله قرار ميگيرند و گروهي در ظلمت از غرق شدگان هستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 4:23  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

 

وجود حضرت نوح (عليه السلام) نقش خاصي در اتصال همه عوالم به هم ايفا ميكند. براي همين است كه همه عوالم در سلام بر نوح ( عليه السلام) شريك اند.

چون انبياء مملو از نباء اند ( يعني خبر) . يعني وجودي كه در حال سلام بر نوح (عليه السلام) است و يا سلام بر انبياي ديگر؛ درخواست اين را دارد كه خبر ها از سوي انبياء بر ايشان ارسال شود .

سلام ملائكه الله و بقيه ساكنان عوالم به انبياء ؛ درخواستي براي دريافت نباء (خبر) از جانب ايشان است . و چون هر سلامي پاسخي در بر دارد ؛ قطعاً چنين درخواستي بي جواب نمي ماند . پس پاسخ سلامِ آنها؛ نباء هاي حقيقي است كه از سوي انبياء به سوي آنها سرازير ميگردد.

در يك نگاه به جريان رخ داده در هنگامه ظهور حضرت نوح(عليه السلام) ؛ در عالم ملك هم جلوه ايي از اين سلام علي نوح في العالمين هويداست. زيرا كه هم وجودهاي همراه شده با ايشان در حال سلام بر اويند و هم وجودهاي مستغرق در دريا در حال سلام اند . چرا كه قبلاً گفته شده كه با غرق شدن ؛ پرده هايي از ظلمت از ديدگانشان كنار ميرود* . يعني عذاب برايشان رحمتي ميشود كه تطهيرشان ميكند براي اينكه آمادگي درك هاي بالاتر پيدا كنند.

 

*( پس از مرگ درك مالكيت مطلق خداوندي ميكنند همه اموات براي همين در فرازي مولا امير المومنين خطاب به اموات ميفرمايند كه : السلام علي اهل لا اله الا الله ...كيف وجدتم قول لا اله الا الله؟

پس با غرق شدن و مردن ظلمت كنار رفت حالا حضرت از كيفيت اين قول الهي سئوال ميفرمايند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 4:18  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

 

ربوبیت و جریان نبوت حضرت نوح( علیه السلام)

ربوبيت آن قوه تدبير و پرورش دهندگي است كه در وجود به وديعه نهاده شده است. ربوبيت خداوند در همه عالم گسترده شده و همه ميتوانند از اين قوه نهفته در وجودشان در جهت تدبير قوا و پرورش خويش بهره گيرند .

هر خالقي رب مخلوق خود است . اين به آن معناست كه چون خالقي؛ مخلوقي را خلق ميكند ؛ بهتر از هر وجودي به آن مخلوق آگاهي و سيطره دارد و توانايي ها و قواي آن مخلوق را ميشناسد . پس تدبير امور آن مخلوق هم بايد به دست او باشد .

اوست كه شايستگي دارد كه مدبر امور مخلوق اش گردد. چون اوست كه ميداند چه افق هايي پيش روي آن مخلوق است كه بايد به آن نائل شود .

رسالت هر نبي ايي در عالم؛ تبيين توحيد است كه در راستاي خالقيت ؛ ربوبيت هم بايد مكشوف شود. هر نبي ايي از جمله وجود حضرت نوح ( عليه السلام) ؛ هم ابتدا به درك ربوبيت نهفته در وجود خويش ميپردازد و به آن معرفتي دست ميابد كه ربوبيت نهفته در عالم و ابناء بشر را به آنها يادآور شود.

مشكلي كه قوم نوح با آن مواجه بودند آنست كه ربوبيت را در حوزه وجودشان درك نميكردند. يعني بين ربوبيت و خالقيت حضرت حق انفصال قائل بودند و خود را در رتبه و شايستگي اين مطلب نميديدند كه خداوند مدبر امور آنها باشد و

بتها ؛ ملائك؛ علماء و بزرگانِ خويش را نمايندگاني از خالق مي ديدندكه بايد ربوبيت و تدبير امورشان را بر عهده گيرند .

در حالي كه وجود انسان به حدي بوده كه خداوند او را خلق كرده؛ يعني قابليت خلق پيدا كرده؛ پس قدر آن را هم داراست كه آن خالق مدبر امورش گردد . و به علت جاري شدن امر ربوبي در وجودش؛ خودش همه به توانايي تدبير امر خويش برخواسته از قوه رباني دست يابد.

چنين وجودي به آن درجه از درك خواهد رسيد كه ميفهمد همه عالم بر مبناي تدبير خلق شده است . و رابطه اش با عالم هم بر اساس تدبير است .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 3:6  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  | 

 

قلنا أحمل فيها من كل زوجين اثنين...هود/40

اصطلاح زوجين اثنين اصطلاح شگفتي است . چون از طرفي زوج به دوتا بودن اشاره دارد و زوجين تبيين دو زوج ميكند .

كلمه اثنين هم به مضاعف شدن اشاره دارد.

اين دو زوج سازنده اركان خلقت اند و به نوعي پي ريزي حيات نويني را ميكنند . حيات نويني كه پس از به ساحل آمدن كشتي در عالم امتداد پيدا ميكند.

اركان خلقت و ادامه حيات بر اين زوجيت مترتب است

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 2:52  توسط طه و گروه انس با قرآن عزیز  |